علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی

1394/1/12 3:08
نویسنده : مامان فهیمه
431 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا.....

گل شب بو

وای یعنی من عاشقه این شب بوها بودم.این روزا از توی باغ های قصرالدشت که رد میشی بوی گل مستت میکنه شور و حال مردم و که دیگه نگو همه یه گلدون کوچیک سنبل تو دستشونه و دنبال ظرفای سفالی خوشکل واسه هفت سینن.

ولی نمیدونم چرا اون روز که ما رفتیم واسه خرید تو خیلی خوش اخلاق نبودی فقط بغل بابا بودی و میگفتی ماشین آخرسرم به بابا گفتم شما برید تو ماشین من خودم میخرم و میام.ظرفای سفالی کوچیکی خریدم واسه هفت سین و گل و سبزه .

واسه خرید شیرینی و آجیل هم که رفتیم خیلی جالب بود واسم که با وجودیکه شکلات ها همه جلوت باز بود ولی دست نمیزدی و فقط نگاه میکردی.

خرید

موقع درست کردن هفت سین هم اومدی پیشم نشستی که به قول خودت کمکم کنی ولی چه کمکیشاکی

نمیدونم چرا این روزا که من کارم بیشتره تو هم خوابت کمترهدلخور

کمک

من که مشغول کار کردن به حساب خودم خونه تکونی بودم تو هم بیکار نبودی و یه جوری خودتو سرگرم میکردی.

یه بار تمام لباسای تو کمد و واسم دونه دونه اتو کردی.یه بارم من تو آشپزخونه کار میکردم دیدم صدات نمیاد گفتم نکنه داری دسته گل به آب میدی اومدم و با این صحنه روبرو شدم . بمب .

بمب

اتو کردن

اتو کردن

یه روزم از بس خسته بودم و تو هم ظهر بود ونمیخوابیدی سرم و گذاشتم رو بالشت تا واست قصه تعریف کنم.ماشالا با یه قصه هم که راضی نمیشی سه چهار تا باید بگم دیگه آخرش به مدت ده دقیقه خوابم برد بدونه اینکه متوجه بشم یه لحظه از خواب پریدم .خیلی ترسیدم دیدم نیستی یه نگاه کردم دیدم بعله آقا تو آشپزخونه چه ها که نکردهتعجب

بمب

علاوه بر کمک به مامانچشمک کمک به بابا هم میکردی.اینجوری...

کمک بابا

کمک بابا

کمک بابا

کمک بابا

کمک بابا

کمک بابا

یه خورده هم استراحت کردی...

کمک بابا

کمک بابا

.

.

.

پ.ن : پ.ن پست قبلی . بعضی از عکسا مربوط به قبل از کوتاهی مو بوده است.

پسندها (4)

نظرات (9)

moaveni
12 فروردین 94 11:35
سلام دوست من وب قشنگ داری اگر دوست داری یه host خوب برا سایتت داشته باشی و یا اینکه یه سایت خوب طراحی کنی که تو اینترنت طرفدار داشته باشه و زیاد دیده بشه یه سر بزن http://Portal.inHost.ir/aff.php?aff=112490
عمه فروغ
12 فروردین 94 14:35
به به ماشاا.. به گل پسری که حسابی به مامان و بابا کمک کردهخسته نباشی علی جون
مامان فهیمه
پاسخ
آره واقعا چه کمکی اگر کاری داشتین علی رو بفرستم
مامان امیر عطا
14 فروردین 94 17:16
عزیزم چقدر کمک مامان کردیییییییییی فدای تو عیدت مبارک.... سیزده بدر تونم مبارک و بدر...
مامان فهیمه
پاسخ
آره والا میبینی تو رو خدا ما چه دستیاری داریم.ممنونم عزیزم عید شما هم مبارک
مریم مامان آیدین
15 فروردین 94 11:25
سلام فهمیه جونم...خوبین دوستم ای من قربون اون کمک کردنای علی جووووووووونم برم چه پست بوی عیدی بود.....من که از همین الان دلم برای اون حال و هوا تنگ شده....ایشالا همیشه تو حال و هوای عید باشین دوستم اون ریختن کابینتش خییییییییییییلی بامره بود....یعنی رفته تو کار خونه تکونی و حالا حالاها باید شاهد این کارا باشی و من عاااشق اتو کردنشم....ببین اتو رو چه مرتب بغل دستش گذاشته و لباسارو تا کردهقربوووووووووووونش خییلی ببووسش عزیزم
مامان فهیمه
پاسخ
سلام مریم جون ممنونم باورت میشه من انتظار عید و رو خیلی بیشتر از خود عید دوست دارم انشالا امسال سال خوب و خوشی واسه همه مامانا وباباها باشه حالا حالاها یادشه که من چیکار میکردم و هی میریزه بیرون و من جمع میکنم خدا کنه زود یادش بره تو هم آیدین جونم و یه بوس محکمش کن
فریده
16 فروردین 94 10:00
سلام فهمیه جان سال نو رو بهت تبریک می گم و بهترین های رو واسه شما ، علی آقا و آقای همسر از خداوند می خوام. ببخش که دیر تبریک گفتم ، این مدت با موبایل پست ها رو می خوندم و با موبایل نظر گذاشتن سخته. عزیزم ببین هم به مامان کمک می کرده و هم به بابا. دیگه واسه خودش مردی شده ، البته مرد خرابکار
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم خانمی.خواهش میکنم آی گفتی مرد خرابکار
مامان علی
16 فروردین 94 19:06
سلام عزیزم سال نو مبارک دوستم علی جیگر چطوره فهیمه خیلی عکس پست ثابتش ومیدوستم خیلی نانازه عزیزم فوق العاده یار کمکی خوبی داشتی ماشالله به اینهمه کمک!خخخ چه بانمک ازفرصت ده دقیقه چرتت استفاده کرده وحالش وبرده اتقاقا منم یک عکس عین همین عکس اتاق شلوغ علی وسط تمییز کاریام گرفتم راستم میگی وقتی ادم کار داره اینام انگار اصلا خسته نمیشن×× دمش گرم اتو هم میزنه فهیمه جون ایشالله که بادل خوش همیشه پستهای شاد وقشنگ بزاری علی طلا روببوسش دوستم
مامان فهیمه
پاسخ
سلام زهرا جون خوبی علی جونم خوبه انشالا که سال نو رو خوب شروع کرده باشین ممنونم خانمی چشمات قشنگ میبینه این عکسه کاره دایی شه عزیزم اینا همشون عین هو همدیگه هستن. پس چی فکر کردی پسرم خیلی منظمه مرسی دوست گلم به همچنین
مامان آرمین
17 فروردین 94 15:36
سال نو مبارک عزیزم. دست علی کوچولو هم درد نکنه که حسابی به مامانش کمک کرده.وای خوبه وقتی خواب بودی توی آشپزخونه چیزی نخورده.خدارو شکر.مواد شوینده رو ی جایی بزار نتونه دست بزنه.من خیلی میترسم. علی خوشگلم وقتی عکساتو میبینم کلی ذوق میکنم.عاشقتم.خییییلی دوستت دارم خاله جونم.
مامان فهیمه
پاسخ
آره اتفاقا خودمم خیلی ترسیدم وقتی دیدم اینجوری کرده آخه تو اون کابینت مواد شوینده میزارم.حالا باید جاشو عوض کنم
مامان رویا
19 فروردین 94 19:40
خوش به حات مامان فهيمه كه اينقدر اين گل پسر توي كارهات كمكت كرده...
مامان فهیمه
پاسخ
دقیقا
مامان شراره(راحله عباسی)
9 اردیبهشت 94 9:54
وا خدا اتو کردنشو چه آقایی شده به به خونه تکونی کردنش عسل خان